میان دو هیچ





http://bsimple.com/images/prisoner.jpg

http://bsimple.com/Inspiration.JPG

http://bsimple.com/images/shout18.JPG


<< January 2012 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
01 02 03 04 05 06 07
08 09 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31


If you want to be updated on this weblog Enter your email here:



rss feed

Jul 19, 2005
yet never

هنوز هرگز

هرگز از زیستن نهراسیده ام

اگر چه  دستانش از مرگ شکننده تر بود

هرگز از زیستن نهراسیده ام

اگر چه دندانهایش

هولناک تر از مرگ تکه پاره می کرد

از زیستن نهراسیده ام تا در تو در توی راز

بی سودای سلامت

گم شوم


Posted at 03:00 pm by hamed
Comments (16)  

Jul 12, 2005
activity

فعالیت

فعالیت، به ما احساس چیزی بودن می دهد.  ما با فعالیتهایمان اعتبار اجتماعی کسب می کنیم و سپس این اعتبار را در شخصیت خویش فرافکنی می کنیم و بدین ترتیب احساس بیهودگی را پس می زنیم. این روند ، حساسیت مورد نیاز برای ادراک بی واسطه حضور "خود" را تحت الشعاع قرار می دهد و ذهن را در سطحی خاص از ادراک تخدیر می کند ، بطوریکه زدایش اتیکت تمام فعالبتها از خود ، منجر به آشفتگی ، مواجه شدن با خلا و بیهودگی می گردد


Posted at 09:06 am by hamed
Comments (1)  

Jul 5, 2005
not conscious perception

پک

ته مانده های سیگاری که بر لبم بود آخرین برون ریزهای روحی متهوع بود و له کردن سیگار خرد زیر پا آخرین جلوه عقده قدرت و تسلط


Posted at 05:18 pm by hamed
Make a comment  

Jul 3, 2005
reccurence

بازگشت اژدها

بالاخره امتحانها تمام شد. سعی خواهم کرد بیشتر نوشته شوم


Posted at 04:16 pm by hamed
Make a comment  

Jun 11, 2005
some pics








































































































Posted at 11:07 am by hamed
Comments (1)  

Jun 6, 2005
third same

لکنت 3

چنانچه یک روز از همیشه نباشی

چنانچه روزی همیشه نباشی

چنانچه همیشه روزی نباشی

چنانچه یک روز ... ؟

  !؟..........                        

هیچ کدام

   چنانچه نباشی      

ادراک زمان و تبحر زبان      

اینگونه 

آشفته می شود               


 

 چگونه خواندن این شعر بسیار مهم است. چند سطر اول باید کاملا با لحنی آمیخته با تردید خوانده شود. من هر وقت این قسمت را می خوانم ، لحنم طوری است که گویی خودم هم از چیزهایی که نوشته ام تعجب می کنم و لغات  را با تردید و گسسته تلفظ می کنم. اما بعد از رسیدن به لغت هیچکدام لحن ناگهان عوض می شود و بقیه شعر بصورت طبیعی و با اطمینان خاطر و با سرعت بیشتر خوانده می شود


Posted at 02:29 pm by hamed
Make a comment  

May 25, 2005
poem



شکلی از ادراک بی شکلی است

حضور تردت

در امتداد محو زمان

 

و شکلی از بی شکلی است

رسوخ وزن عشق

در حافظه لحظه هامان

 

همواه هجوم وحشی زمان

بر تازگی نگاههامان

ناکام مانده است


Posted at 10:35 am by hamed
Comments (3)  

May 14, 2005
sartr

پاره ای از تهوع سارتر

نفرت و بیزاری از وجود داشتن هم شیوه ای است برای واداشتنم به وجود داشتن ، به فروبردنم به درون وجود. من هستم زیرا می اندیشم که نمی خواهم باشم


Posted at 12:15 pm by hamed
Comments (9)  

May 1, 2005
metro

ایستگاه هفت تیر

یک شیشه متحرک و لغزش نرم و رازآلود انعکاس صورت من. کش آمدن تصاویر و ابهامی از خویش که به آشفتگی انعکاس دامن می زند. مترو به ایستگاه رسید


Posted at 10:27 am by hamed
Comments (15)  

Apr 24, 2005
ambiguity

ابهام شرط بقای معنا

معناها بدون ابهام قادر به بقا نخواهند بود. کافیست سعی کنید معناهایی را که به آنها اعتقاد دارید کاملا واضح و دقیق تعریف کرده و آنها را اثبات کنید. خواهید دید که دیگر این معناها اعتبار چندانی نخواهند داشت. همواره معناها با ابهامی خاص در ذهن ما ذخیره می شوند و همین ابهام و راز آلودگی قشر محافظی است که که معناها را ایمن می کند. شاید فلسفه در طول تاریخ کاری جز عریان کردن یک معنا و در نتیجه بی اعتبار کردن آن و از طرف دیگر سفر به معنای مبهم دیگری نداشته است


Posted at 10:13 am by hamed
Comments (9)  

Next Page